پاک کردم حافظه ی درختانم را
با یک شوک الکتریکی 100 درصد!
گیج می خورند میان باغچه ی کوچکم
گاه می بارند
گاه غرش می کنند
گاه شاخه هایشان را به صورتم پرت می کنند...!
....................................................................................................
لعنت به این کوچه پس کوچه های بی تو معطل هیچ، که معلوم نیست برای چه اینجا سبز شدند
لعنت به سبز شدن
که "سبز تویی که سبز می خواهمت"1
لعنت به میدان ولی عصر
" در ساعت پنج عصر"2
لعنت به سنگ فروشی ها و رنگ فروشی ها و پارچه فروشی ها
که نمی یابمت هر چه می گردم
" ای یار"3
لعنت به تو
که از سر سیگارم بالا میروی
دووووود می شوی
نیست می شوی
با توام!
آهای
لعنتی!
...........
1. لورکا
2. مرثیه ای برای ایگناسیو سانچ مخیاس- لورکا
3. ژاک پره ور
.................
پ.ن: بهار فصل جدایی و بارش خون است... بهار بود ه روئید لاله از دل سنگ... بهار بود که درد مرا درو کردند..
(نصرت رحمانی)
پ.ن2:به قول جلیل صفر بیگی" تقویم به گور پدرش می خندد"!!